نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ
آخرین مطالب

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مادر (2009)/ بُنگ جون هو

مادر فیلمی جنایی با ساختاری تریلر است. یکی از ویژگی‌های ثابت فیلم‌های جنایی کره‌ای غیرقابل پیش‌بینی بودن اتفاقات است. به‌طور ثابت در فیلم‌های جنایی که در یکی دو دهه‌ی اخیر در شرق آسیا و به‌خصوص کره جنوبی ساخته شده است، با این شیوه‌ی تعلیق روبه‌رو می‌شویم که روایت، بی هیچ فریبکاری برای مخاطب به‌تصویر کشیده می‌شود اما مخاطب که به نشانه‌گذاری‌های ساده‌ی هالیوود عادت کرده، این شیوه‌ی عیانِ نشانه‌گذاری را گم می‌کند، فریب می‌خورد و در انتها شگفت‌زده می‌شود. به همین‌خاطر فیلم‌های جنایی سینمای شرق، چند گام جلوتر و حتی متفاوت‌تر برای ذائقه‌ی عادت‌کرده به سینمای هالیوود است.

مادر هم یکی دیگر از همین فیلم‌ها است. فیلمی که علاوه‌بر وجهه‌ی جنایی‌اش با تمرکز روی نقش و رابطه‌ی مادر و فرزندی، به ترسیم رابطه‌ی یک مادر و فرزندی عقب‌افتاده می‌پردازد. رابطه‌ای که در بخش عمده‌ای داستانِ فیلم، به‌مراتب پررنگ‌تر از تمِ جنایی به‌چشم می‌آید.

مادر روایتِ مادری است که پسرش به قتلی متهم می‌شود که به اعتقاد او، هرگز نمی‌توانسته آن را انجام داده باشد. از این‌رو، خودش دست به‌کار می‌شود تا قاتل را پیدا کرده و پسر عقب‌مانده‌ای که به قتل اعتراف کرده را نجات دهد. این اتفاق، یعنی بدل شدنِ یکی از شخصیت‌های فیلم به کارآگاهی که قصد دارد معما را برای ما رازگشایی کند نیز، به‌واسطه‌ی انتقاد همیشگی این‌دست فیلم‌ها از ساختار قضایی و پلیسِ کره جنوبی میسر می‌شود. این انتقاد که پلیس، کمترین اهمیتی به  مجرمان، جرم و به‌طور کلی عدالت نمی‌دهند، یکی از انتقاداتی است که به‌طور ثابت در فیلم‌های دو دهه‌ی اخیرِ سینمای جدی کره جنوبی به‌چشم می‌خورد و مادر نیز از این قاعده مستثنا نیست.

فیلمِ مادر در کنار رابطه‌ی زیبای مادری که برای نجاتِ فرزندش به هر دری می‌زند، در کنار سواستفاده‌ای که به‌نظر می‌رسد از یک جوانِ عقب‌افتاده انجام می‌شود، به اختلاف طبقاتی غیرقابل مهار در جامعه‌ی کره جنوبی نیز انتقادی پررنگ دارد. انتقادی که در زیرلایه پنهان و عامل اصلی تمام جنایت‌های فیلم است اما هرگز توی ذوق نمی‌زند. در همان ابتدای فیلم، تصادفی را می‌بینیم که مرسدس بنزی با «یون دو جو» برخورد کرده و از صحنه می‌گریزد. تعقیب و گریز یون و دوستِ صمیمی‌اش، آن‌ها را به زمینِ بازی گلفی متعلق به طبقه‌ی مرفه جامعه می‌رساند که نشانه‌ی بسیاری از اتفاقات بعدی، در همان سکانس‌ها نهفته است. این تقابل مابین طبقه‌ی مرفه و فرودست جامعه، دیگر هرگز در فیلم مستقیم اتفاق نمی‌افتد اما به‌صورت پنهان می‌شود دید که اگر این اختلاف را می‌شد کم کرد یا  از بین برد، بخش عمده‌ای از حوادث بعدی رخ نمی‌داد. 

دیگر هدفی که کارگردانِ مادر دنبال می‌کند در این دیالوگ نهفته است: «هر آدمی ممکنه مرتکب قتل بشه.» دیالوگی کلیدی که در روندِ فیلم به مخاطب ثابت و او را با این حقیقت روبه‌رو می‌کند که از هر فردی، هر کاری ممکن است سر بزند. پس باید برای اشتباه نکردن، با دقت راه رفت، نگاه کرد و تصمیم گرفت.

 

عنوان: مادر/ Mother

سال ساخت: 2009

کارگردان: بُنگ جون هو/ Bong Joon-ho

زمان: 129 دقیقه

بازیگران: Won Bin/ Kim Hye-ja/ Jin Goo

کانال تلگرام کافه 322

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

در دنیایی بهتر (2010)/ سوزان بیر

وضعیتی را تصور کنید که آدم‌ها بخواهند از #خشونت پرهیز کنند، و در مقابل هیچ #خشم و پرخاشی واکنش متقابل نداشته باشند. چیزی نه حتی شبیه به واکنش #مسیح به کشیده، چیزی فراتر از آن، پاسخ خشونت و هر وحشی‌گری‌ای را از طریقی بدهید که بیانگر اشتباه بودن اعمال خشونت باشد.

‎چنین وضعیتی در کجا میسر است؟ در چه زمانی؟ اصلا چنین چیزی محتمل است؟

‎#در_دنیایی_بهتر ترسیم چنین روشی است. روشی گریزان از خشونت، چه در جامعه‌ی قحطی‌زده و سرشار از #فقر و وحشی‌گری کشوری افریقایی، چه در جامعه‌ی #متمدن و پیشرفته‌ی #قانونی و #مدنی #دانمارک.

‎فیلم بی‌هیچ قضاوتی وضعیت را شرح می‌دهد، راهکارهای #منع_خشونت را ترسیم می‌کند، کار درست را نشان می‌دهد، و به مخاطب نشان می‌دهد که همیشه نمی‌شود از یک عملِ از پیش درست و مطلق، پاسخی به‌جا دریافت کرد.

‎شخصیت‌های فیلم، گاه در مقابل اعمال صحیح‌شان شکست عایدشان می‌شود، گاه استیصال و گاه خشمی فروخورده.

‎نقطه‌ی قابل ستایش فیلم، حضور پررنگ کودکان است. کودکانی که قرار است از میان تصمیم‌گیری و کنش‌گری‌های آدم‌بزرگ‌ها، راه و روش صحیح زندگی را انتخاب کنند. از خشونت و دعوا فاصله بگیرند چرا که به گفته‌ی یکی از شخصیت‌های اصلی: «وقتی کسی تو رو می‌زنه، اگه تو هم اونو بزنی، فرداش اون دوباره تو رو می‌زنه و این روند ادامه داره. همه‌ی جنگ‌ها همینجوری شروع می‌شن.»

‎فیلم قرار نیست راهکاری نشان دهد که نتیجه‌ی مثبت را تضمین کند، اما در لفافه می‌گوید که می‌شود خشونت را پس زد، می‌شود با آن قابله کرد و حتی از آسیب دور ماند، اما نه در کشوری دور افتاده و افریقایی که فقر و بدبختی بر سر مردم آوار شده، این گریز از خشونت، این از پنجره‌ی صلح به‌دنبال راهکار بودن، متعلق به جهانی بهتر است. جهانی که شاید به‌تمامی کشوری مانند دانمارک نباشد، اما به آن نزدیک‌تر است تا کشوری افریقایی.

‎«در دنیایی بهتر» زندگی را نشان می‌دهد، زندگی‌ای که همچون تار عنکبوت است، هر لحظه منتظر طعمه، ما در این تار عنکبوت زندگی می‌کنیم، گریزی نیست، به‌دام خواهیم افتاد و شاید هیچ راه نجاتی هم نباشد، اما می‌شود کم‌تر تقلا کرد تا شاید از چنگال تارِ چسبناکِ خشونت گریخت، حتی فقط برای مدتی کوتاه.

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

نگاهی به سانتی‌مانتالیسم، به بهانه‌ی خوانش «تصرف عدوانی»

یک عاشقانه‌ی غیرسانتی‌مانتال

رها فتاحی

این یادداشت پیش از این در هفته‌نامه «کتاب هفته» منتشر شده است

 

1. درباره‌ی سانتی‌مانتالیسم

نوشتن رمانِ عاشقانه، همواره راه رفتن روی لبه‌ی تیغ است؛ موفقیت در آن است که تا انتهای مسیر، هرگز سقوط نکنی. هر لحظه سقوط اثر را به سمتِ ابتذال، سانتی‌مانتالیسم و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، به سمتِ عامه‌پسندی، پیش خواهد برد. چیزی که قطعا برای ادبیاتِ جدی، موفقیت نیست.

اگر بخواهیم ادبیات عامه‌پسند را به عنوان یک ژانر بپذیریم- که هیچ گریزی هم از این پذیرش نیست- هرگز نمی‌توانیم ادبیات یا به‌طور کلی هنر مبتذل را بپذیریم، و نباید این حقیقت را نیز کتمان کرد که صرفا، هنر عامه‌پسند را نمی‌توان با ابتذال هم‌سنگ دانست؛ اما بخش عمده‌ای از آثار عامه‌پسند با آن‌که مبتذل نیستند، سرشار از سانتی‌مانتالیسم هستند. از آن‌جا که امروزه نمی‌توان چندان میان سانتی‌مانتالیسم و ابتذال فاصله قایل شد، باید برای روشن شدن حقیقت به این پرسش پاسخ بدهیم که آیا حقیقتا، سانتی‌مانتالیسم و ابتذال با هم در یک کفه‌ی ترازو قرار می‌گیرند؟

  • رها فتاحی