نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ
آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «فرهنگ و سیاست» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

وقتی قانونْ دیگر معادل عدالت نیست

مصاحبۀ برَد اِوانز با گایاتری چاکراورتی اِسپیواک

ترجمۀ: علی حاتمیان

 

گایاتری چاکراورتی اِسپیواک

نیویورک‌تایمز- برَد اِوانز: شما در سراسر اثر خود دربارۀ شرایط پیش روی اقشار محروم جهان، به‌ویژه مناطقی مانند چین، هند و آفریقا نوشته‌اید. چگونه می‌توانیم از فلسفه برای درک بهتر انواع متفاوتی از فوران خشونت استفاده کنیم که درنتیجۀ دشواری‌های حاشیه‌نشینی ایجاد شده‌اند؟

اِسپیواک: با آنکه خشونت غیرقابل تشخیص و شناسایی نیست، اما پرسش‌های دشواری را پیش می‌کشد. من آدمی صلح‌طلب هستم و به قدرت عدمِ‌خشونت باوری جدی دارم. بااین‌حال، نمی‌توانیم حق افراد برای مقاومت در برابر خشونت را (که در برخی موارد خود نیز خشونت‌آمیز است) نادیده بگیریم. موقعیت افراد گاهی چنان تحمل‌ناپذیر می‌شود که اصول اخلاقی دیگر واجد معنا نیستند. در اینجا میان چشم‌پوشی از چنین واکنشی و تلاش برای درک اینکه چرا توسل به خشونت گریزناپذیر می‌شود، اختلاف نظر وجود دارد.
زمانی که برخی انسان‌ها را مادون بشر ارزش‌گذاری می‌کنند، خشونت به‌عنوان تنها راه‌حل ظهور می‌یابد. وقتی گروهی از افراد توسط گروهی دیگر پست تلقی می‌شوند، برداشت آن‌ها این است که گروه پست قادر به تفکر به شیوه «معقول» نیست. باید به یاد داشته باشیم که این نوعی خشونت فکری است و در آن، حقوق گروه سرکوب‌‌شده برای کار یدی لزوماً نفی نمی‌شود. درواقع گروه سرکوب‌شده اغلب به‌سوی انجام کارهای جسمانی در جامعه سوق داده می‌شود. ازاین‌رو، مسئله این نیست که از فعالیت چنین افرادی ممانعت به عمل می‌آید، بلکه نوعی فعالیت خاص، نامعقول و وحشیانه به آن‌ها تحمیل می‌شود. و همین قدرت ملازم با فعالیت جسمانی است که درنهایت سرکوبگران را به هراس می‌افکند. از سوی دیگر سرکوب‌شدگان نیز تنها با یک امکان برای هویت خویش روبرو هستند که خود امری خشونت‌آمیز است. این روند به سیاست سرکوب‌شدگان بدل می‌شود و قوای فکری آن‌ها را به خود معطوف می‌سازد.
این نکته ما را به‌صورت مستقیم به موضوع خشونت «معقول» در برابر خشونت «نامعقول» هدایت می‌کند. هنگام مواجهه با خشونتی که «نامعقول» محسوب می‌شود، گروه‌های غالب واکنش‌های خشونت‌آمیز را شرورانه تفسیر می‌کنند و می‌گویند.

سرکوب‌شدگان نیز تنها با یک امکان برای هویت خویش روبرو هستند که خود امری خشونت‌آمیز است.

«بله! این آدمها همین‌طور هستند» و نه‌تنها ارزش بشری کمتری دارند، بلکه ذاتاً شرور و جنایت‌کارند. آن‌ها دینی دارند که باعث تمایل به قتل و کشتار می‌شود.

درعین‌حال، خشونت دولتی که توسط بسیاری «معقول» تلقی می‌شود، روی‌هم‌رفته بسیار هراسناک‌تر است. در چنین خشونتی استدلال می‌شود که اگر فردی نوع خاصی از لباس را پوشیده یا به زمینه خاصی تعلق داشته باشد، می‌توان او را قانوناً به قتل رساند. چنین خشونتی هراس‌انگیزتر است، زیرا پیوسته توسط قدرت توجیه می‌شود.

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

بچه‌دار شدن

بچه‌دار شدن

رها فتاحی

 

1. براساس پیروی کورکورانه از فرهنگِ آزاردهنده‌ی دخالت در امور دیگران، عرف بر این است که تا به زوج جوانی که مدتی از ازدواج‌شان گذشته می‌رسی باید بپرسی: «چرا بچه‌دار نمی‌شین؟» البته این پرسش فرم‌های مودبانه‌تری هم به خود گرفته است، مثلا می‌پرسند: «نمی‌خواین بچه‌دار بشین؟» چرایی این پرسش و درست و غلطی‌اش به کنار، پاسخ‌ها عمدتا شبیه به هم است، چیزی در این مایه‌ها: «شرایطش فراهم نیست!» دغدغه‌ام روی همین پاسخ است؛ دوست دارم وقتی زوجی به پرسش دخالتگرِ نخستْ پاسخ می‌دهند، پرسش دوم را مطرح کنم: «دقیقا چه شرایطی؟» اما نمی‌پرسم، نیاز هم نیست چیزی بپرسید، چنین بحث‌هایی از منطقی احمقانه پیروی می‌کنند و شما را پس از اولین پاسخ تا کنه اندیشه‌تان به‌سمت اعتراف هل می‌دهند. کافی است به‌عنوان ناظری خاموش ساکت باشی تا پاسخ «دقیقا چه شرایطی؟» را بشنوی.

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

دروغگویی و نقش ما

دروغگویی و نقش ما

رها فتاحی

 

1. آسیب‌های اجتماعی چترشان را به‌گونه‌ای بر زندگی ما باز می‌کنند که گاه به هر سمت و سویی برویم باز ناگزیریم که زیر سایه‌شان قدم بزنیم. قطعا بستن چتر از عهده‌ی فرد خارج است و در اکثر مواقع نیازمند ساختاری مستحکم است که ستون‌هایش از راس تا کفِ هرمِ جامعه کشیده شده باشد. پس باید چه‌کار کرد؟ در جوامعی که خبری از چنین ساختارهایی نیست و همتی هم در نهادهای حاکم بر جامعه به‌چشم نمی‌خورد، باید چشم‌ها را بست و همچون خوابگردان به زندگی فارغ از کنش‌گری و تاثیرگذاری ادامه داد؟

  • رها فتاحی