نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ

این وبلاگ، همچون کافه‌ای است برای گفت‌وگو درباره‌ی ادبیات، سینما و فرهنگ.

نگاهی به ادبیات، سینما و فرهنگ
آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «ریویو کتاب» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

یادداشتی بر «کیک عروسی و داستان‌های دیگر»، داستان‌هایی به انتخاب و ترجمه‌ی مژده دقیقی

اندوه و درد، معنای زندگی است

رها فتاحی

این یادداشت پیش از این در هفته‌نامه «کتاب هفته» منتشر شده است.

 

«کیک عروسی» مجموعه داستانی شامل یازده داستان کوتاه، به انتخاب و ترجمه‌ی «مژده دقیقی» که توسط انتشارات نیلوفر به‌چاپ رسیده است.

عرف چنین مجموعه‌داستان‌هایی بر این است که از نویسندگان سرشناسی داستان انتخاب می‌کنند اما مژده دقیقی این‌بار جز چند داستان، دست به انتخاب از نویسندگانی گم‌نام یا کم‌تر شناخته شده در زبان فارسی زده است. داستان‌ها از: «مگان میهیو برگمن»، «راسل بنکس»، «جولی اوتسوکا»، «لیدیا فیتس پتریک»، «آیزاک باشویس سینگر»، «دایان کوک»، «مدلین تی‌ین»، «استیون میلهاوزر»، «استیون کینگ»، «مایکل کانینگهم» و «مری سوان» انتخاب شده‌اند؛ داستان‌هایی که بعید است هیچ‌کدام‌شان را بشود به‌سادگی نادیده گرفت.

ویژگی اصلی کیک عروسی، برخلاف نامش تلخی زندگی است. داستان‌ها قالبا برشی از تلخ‌ترین قسمت‌های کیکِ زندگی‌اند، داستان‌هایی که در اوجِ تلخی سرشار از زندگی‌اند و انگار می‌خواهند بگویند، این تلخی‌ها و تنهایی‌ها و اندوه‌های آدمیان، بخشی از زندگی است و شاید اگر نباشد، زندگی بی‌معنا می‌شود؛ کیک عروسی تاکیدی بر این است که اندوه و درد، معنای زندگی است.

از یازده داستان مجموعه که همگی از فرم و روایتی ساده برخوردارند، به‌نظرم داستان‌های زیر داستان‌های شاخص‌تری بودند: «پیش‌رفتن» نوشته‌ی دایان کوک، «کیک عروسی» نوشته‌ی مدلین تی‌ین، «صدایی در شب» نوشته‌ی استیون میلهاوزر، «پریموم هارمونی» نوشته‌ی استیون کینگ و «عضو ثابت خانواده» نوشته‌ی راسل بنکس.

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

نگاهی به «زخمِ شیر» نوشته‌ی صمد طاهری

موازی‌سازی در دلِ جنوب

رها فتاحی

این یادداشت پیش از این در هفته‌نامه «کتاب هفته» منتشر شده است

 

«زخم شیر» سومین مجموعه‌داستان «صمد طاهری» است، داستان‌نویس آبادانی‌ای که ردپای جنوب در اکثر داستان‌هایش به‌چشم می‌خورد و یازده داستانِ مجموعه‌داستان «زخم شیر» نیز از این قاعده مستثنا نیستند. جز اتمسفر جنوب که شامل فضاسازی، پرداختِ صحنه‌ها، درگیری‌ها و دغدغه‌های مردمان بومی جنوب، فرهنگِ حاکم بر زندگی در آن مناطق، زبان و... ساختار ساده و گریز از استفاده از تکنیک‌های پیچیده‌ی داستان‌نویسی، یکی دیگر از ویژگی‌های مجموعه‌داستانِ سوم طاهری است. جدای از ارزش‌گزاری روی این سبک از داستان‌نویسی نمی‌شود این نکته را نادیده گرفت که تمامی داستان‌ها با روایتی خطی و استفاده از زاویه‌دید اول‌شخص روایت می‌شوند؛ اول‌شخصی که در تمامی داستان‌ها مرد است، گاه جوان، گاه میان‌سال. یکی دیگر از ویژگی‌های ثابتِ داستان‌های این مجموعه که سبب می‌شود «زخم شیر» از جغرافیای داستانی نسبتا یک‌دست و واحدی برخوردار بشود، ردپای معما در داستان‌ها است. بیشتر داستان‌ها در روند بست و گسترش‌شان یک معما نیز در دل دارند؛ معمایی گاه ساده که در همان ابتدای داستان پاسخش مطرح می‌شود و مخاطب را به‌دنبالِ چرایی وقوع خود می‌کشاند و گاه تا انتهای داستان باید به‌دنبال پاسخ گشت.

  • رها فتاحی
  • ۰
  • ۰

نگاهی به «شکسپیر و شرکا» نوشته‌ی «جرمی مرسر»

خانه‌ای برای آرمان‌های پاک بشری

رها فتاحی

این یادداشت پیش از این در هفته‌نامه «کتاب هفته» منتشر شده است

 

اگر نگاهی اجمالی به مذاهب، ایدئولوژی‌ها، باورها و حتی گرایش‌های حزبی و سیاسی بیاندازیم، در تمام آن‌ها، چیزی به نام «آرمان‌شهر»، وجود دارد. آرمان‌شهر نه به عنوان مکانی که قرار باشد این دیدگاه‌ها ما را به آن‌جا برسانند، بلکه به‌مثابه‌ی «جایگاه»ی که تمام آن‌چه سعادتِ گرایش فکری خودشان می‌دانند، در آن مسجل شده است.

در برخی ایدئولوژی‌ها مانند، مارکسیسم، این جایگاه بسیار دست‌یافتنی به‌نظر می‌رسد. هرچند، «کارل مارکس» به اعلام فشار بر مسیر تاریخ برای رسیدن به آن جایگاه یا آرمان‌شهر اعتقادی نداشت، اما پیروانش، بر این باور بودند که می‌شود با میان‌بر زدن، سریع‌تر به آن جایگاه رسید. اما آن‌چه اتفاق می‌افتاد- همچون تجربه‌ی اکثر کشورهایی که دولت کمونیستی داشته و دارند- شکستی انکار ناپذیر بود. شاید یکی از دلایل محکوم به شکست بودنِ این دولت‌ها، ثابت ماندن یکی از دو عنصر اصلی آرمان‌شهر و تغییر دیگری، با اعمال زور و برخلاف باور اصلی ایدئولوژی‌ست. آرمان‌شهر، به مثابه‌ی جایگاه، قطعا از دو بخش جای/ مکان و گاه/ زمان تشکیل شده و تغییر در بخش دوم، آن هم در بخشی که علم ثابت کرده جلو و عقب رفتن در آن غیرممکن است، شاید پیش از شروع، پروژه را محکوم به شکست می‌کند.

  • رها فتاحی